ب مثل بوسه
خیلی آقا بود
تا می شنید رزمنده ای شهید شده ، می رفت و پیشونیش رو می بوسید
تا اینکه خبر دادن توی یه عملیات به شهادت رسیده
به اتفاق چند تا از بچه ها رفتیم تا به تلافی اون بوسه هایی که رو پیشونی شهدا زده بود
پیشونیش رو بوسه بارون کنیم
رسیدیم بالای سرش ... پارچه رو کنار زدیم ...
اما دیدیم سر نداره

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 13:40 توسط مجنون الشهداء
|
مدیریت وبلاگ : محمد کریم ابراهیمی
پسرش که شهید شد دلش سوخت
آخه یادش رفته بود برای سیلی ای که تو بچگی بهش زده بود ، ازش عذرخواهی کنه
با خودش گفت : جنازه ش رو که آوردن صورتشو می بوسم
آوردنش ... ولی ...
سر نداشتـــــ