شهید حاج رسول حیدری (اولین شهید ایرانی در بوسنی)

در سال 1339 تنها پسر خانواده حیدری در شهر ملایر دیده به جهان گشود. دوران کودکی رسول با زمزمهی تقوی و نجوای ایمان سپری شد، زمانی که گام در راه تحصیل نهاد، به دلیل هوش و ذکاوت و رفتار مردانهاش در مدرسه شاگرد ممتاز گشت، سال دوم دبیرستان بود که خانوادهاش به «اهواز» مهاجرت کردند، و پس از 2 سال به ملایر بازگشتند. او پس از بازگشت برای ادامه تحصیل به هنرستان رفت و از همان زمان با الفبای سیاست آشنا شد.
و همگام با مردم انقلابی در راهپیماییها و تظاهرات ضدرژیم
شرکت نمود. یک مرتبه نیز توسط نیروهای شهربانی دستگیر شد .رسول پس از اتمام
تحصیل در سال 1358 به عضویت سپاه پاسداران همدان درآمدوسپس در سال 1359
سپاه پاسداران ملایر را تشکیل داد و قاطعانه به مبارزه علیه عوامل ساواک
پرداخت. حیدری پس از مدتی به کردستان رفت و در شهر پاوه به مبارزه علیه
ضدانقلاب مشغول شد.
و در فرو نشاندن غائله «سریش آباد» و در سال 1358
آزادسازی «باینگان» حماسه آفرید. با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه رفت و در
عملیاتهای مختلفی شرکت نمود و چندین مرتبه مجروح شد. وی در سال 1360
ازدواج کرد و پس از چندی دوباره به جبهه عزیمت کرد. رسول مدتی در جبهه
گیلانغرب و سرپل ذهاب با نیروهای متجاوز عراقی جنگید، در سال 1363 نیز در
منطقه شمال غرب با هوشمندی مانع از رسیدن دشمن به اهدافش شد او در طول سال
های دفاع مقدس 65 ماه در جبهه به خدمت خالصانه پرداخت.
و پس از پایان
جنگ در رشته علوم سیاسی دانشگاه امام حسین (ع) مشغول شد. همزمان با تجاوز
«صربهای نژادپرست» به مسلمانان بوسنی رسول به عنوان دیپلمات جمهوری اسلامی
به کشور بوسنی رفت. سرانجام حیدری پس از سالها جهاد و تلاش در راه حق در
روز عید غدیر سال 1372 در کشور «بوسنی و هرزگوین» در حال عبور از جادهای
به اسارت صربها درآمد و در سن 32 سالگی در روز عید غدیر به شهادت رسید. و
از او 3 فرزند به یادگار ماند.
وصیت نامه :
آیه 14 سوره طه: و من برگزیدم تو را پس بشنو
آنچه را وحی شود همانا منم خدایی كه نیست خدائی جز من پس بپرست مرا و برپا
دار نماز را برای ذكر من. با سلام و درودهای فراوان به پیشگاه امام مهدی
سلام الله علیها و با درود بسیار به رو ح پاك و طیب بنیانگذار جمهوری
اسلامی ایران امام خمینی (ره) و با نثار خالصانهترین احترامات و سلام
فراوان به امام خامنهای حفظ الله و با نثار زیباترین سپاسها به پیشگاه
ارواح طیبه شهدای اسلام از آغاز تا كنون. ...فلاسفه و حكما براین قائلند كه
فصل بین انسان و حیوان ناطقیت انسان است (الانسان حیوان ناطق) ولی فصل و
تمایز انسانها با حیوانات و حتی انسان ها با یكدیگر در دو جهت است داشتن
درد و غم غربت و فراق. فرق بین انسان و حیوان در داشتن و صاحب درد بودن است
به گفته شهید مطهر ی (ه) درد انسان فقط درد خداست. درد حق است.
میل
بازگشت به قرب حق و جوار رب العالمین است و اما درد ما درد اسلام است. درد
ما درد اسارت جانكاه میلیونها مسلمان است درد ما درد دوری از حق است. در
طی مدت 12 سال گذشته در حال و هوای سالها عشق و ایثار (انقلاب) سالهای
سیراب شدنمان از سرچشمه عشق و محبت.
همیشه از خداوند خواسته بودم شهادت
را نصیبم كند هر چند كه یارای پرواز با پرستوها را داشتم اما پای بسته در
آشیان خاكی در ماندم و حالا خدایا شكوه ندارم تو بزرگتر از آنی كه من حقیر
از رحمت تو نومید باشم تو غفور و بخشندهتر از آنی كه من در زیر بار معاصی
ناامید شوم ولی خدایا مرا در جوار رحمت خودت بپذیر تو خودت میدانی كه درد
استغاثه مسلمانان درد نوامیس بر باد رفتهمان و زمان به بردگی برده شدنمان
مرا به قیام فرا میخواند تو خود یاریم ده و یاد و ذكر خودت را بر من
مستولی بخش و قلبم را از ایمانت اطمینان بخش.
اللهم الرزقنا توفیق شهاده فی سبیلك
و السلام علیكم و رحمه الله 25/5/71
مدیریت وبلاگ : محمد کریم ابراهیمی